< پاورقی های زندگی - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
پاورقی های زندگی

سلام بعد از یه مدت فقط سفرنامه و از این جور چیزهای انحرافی این دفعه میخوام بنویسم.این چند روزه فقط دارم به یه چیزی فکرمیکنم که من توی این یکسال چقدر تغییر کردم.پارسال دقیقا همین موقع ها حالم شدیدا بد بود.میدونین چرا این تغییر اینهمه برام مهم شده،چون یک نفر رو از اول سال تحصیلی امسال میدیدم که داشت دقیقا کارای پارسال من رو انجام میداد،حتی واکنش هاشم با مال من یکی بود.خیلی از خدا خواستم که آخر کارش مثل من نشه و اتفاقاتی که برای من افتاد برای اون نیافته.کلی باهاش قبل از اون اتفاق حرف زدم چون یه جورایی میدونستم  چه چیزی در انتظارشه اما اون فکر میکرد که حرفهای من فقط به خاطر اینه که خودم دل خوشی از اون قضایا ندارم. وقتی توی عید فهمیدم که برای اونم دقیقا همون اتفاق افتاده نمیدونستم بهش چی بگم.خیلی باخودم فکرکردم که پارسال توی اون شرایط من به چی نیاز داشتم ولی متاسفانه اون موقع اونقدر حالم بد بود که به نیازهام فکر هم نمیکردم.روز قبل از اینکه ببینمش کلی باخودم فکر کردم که چی بهش بگم و تصمیم گرفتم بزارم خودش حرف بزنه،اونقدر بگه تا احساس کنه که خالی شده اما میدونستم که خالی شدن هم برای اون کافی نیست.وقتی یاد پارسالم میافتم دلم میخواد به حال پارسالم بشینم زار زار گریه کنم.تنها چیزی که خوشحالم میکنه اینه که با اینکه سخت باهاش کنار اومدم اما بالاخره اومدم.باورم نمیشه دقیقا همون تصمیمی رو گرفته که پارسال من هم گرفتم،الانم هرچقدر سعی کردم بهش بفهمونم که داره اشتباه میکنه حرفم روقبول نکردو مطمئنم منم پارسال قبول نمیکردم.میدونین خیلی کم پیش میاد یه نفر دقیقا آینه ی گذشته ی آدم باشه.من هزار بار براش پارسالم رو تعریف کردم ولی بازهم نتونستم جلوی اتفاقات رو بگیرم.خیلی بهش گفتم که نباید پل های پشت سرش رو خراب کنه ولی اون نفهمید که با این کار هر روز ارزش های خودش رو خراب میکنه.دلم نمیخواد کسی راه هایی رو بره که من پارسال رفتم و همشون هم به هیچ نتیجه ای نرسیدن.مطمئنم فرصتی که امسال برای من به وجود اومد تا بتونم خودم رو راضی کنم که اون فقط یه اتفاق بوده(که البته هنوزم نتونستم)برای اون پیش نمی آد.اونم مثل من سخت با دنیای اطرافش کنار میاد.خوشحالم که گذشت زمان گرد و غبار فراموشی و بی اهمیتی رو روی اتفاقات زندگی میپاشه.و همین باعث میشه که من امیدوار باشم که امتحان نهایی و پیش دانشگاهی و کنکور هم میگذره.امیدوارم این دوره رو به خوبی پشت سر بزارم تا مشکلی برای اون دوستم پیش نیاد.

خدانگهدار

+نوشته شده در ۱۳۸٦/۱/۱٩ساعت۸:٥٢ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()