< ای بابا - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
ای بابا

سلام

امروز می خوام یه ما جرای واقعا جالب روبراتون تعریف کنم .از وقتی وارد فرزانگان شدیم شنیده بودیم که همیشه آموزش پرورش با مدرسمون یه جورایی راه نمی آد ولی تا حالا به چشم ندیده بودیم تا اینکه حدود دوهفته پیش به چشم دیدیم .ربوکاپ یکی از مسابقاتی بود که آموزش وپرورش به تازگی راه انداخته و بچه های ما هم بیشترین قبولشدگان اون رو تشکیل میدادن .از اونجا که این مسابقه چند ین مرحله داره هر دفعه برای دفعه ی بعد ازطرف خود آموزش وپرورش کلاسهایی برگذار میشه و خوب این کلاسها به این دلیل که حد اکثر از هر مدرسه 3 یا 4 نفر قبول شدن در خود سازمان برگذار میشود.اما چون تعداد بچه ها ی ما 30 نفربود مجبور بودن یه معلم برامون بفرستن مدرسه .خلاصه پس از گذشتن دو مرحله معلم مدرسه برای شرکت در مسابقات جهانی ربوکاپ درژاپن قادر به حضور درکلاسها نبودن درنتیجه مدرسه هم یک معلم دیگر را بجای ایشون جانشین کرد .خلاصه با نزدیک شدن به زمان امتحان یکی ازمسئولان مدرسه برای کسب اطلاعات به آموزش وپرورش مراجعه می کنند ولی گویا کسی جواب ایشون رو نمیده .خلاصه یک شنبه شب به خونه ی همه بچه ها زنگ میزنن که فردا امتحان دارید (حالا بگذریم از اینکه بچه ها اصلا وقت میکنن حتی یه نگاه به چیزی بندازن یا نه)دوشنبه امتحان به خوبی وخوشی برگذار میشه.بعد ازیه هفته جواب مسابقه میآد و چیزبسیار جالب اینکه  هیچ کدوم ازبچه ها قبول نشده بودن (به حق چیزای ندیده ونشنیده) اول که به شخسه دیدم خندم گرفته بود وباورم نمیشد ولی کم کم همه به نتایج شک کردن .جالب اینجا بود که 103نفرقبول شده بودن( اینم یه عددیه برای خودش) خلاصه چند تا ازبچه ها به همراهه یکی ازمسئولها میرن آموزش وپرورش تا قضیه روپی گیری کنن وبایه چیزه خیلی جالب مواجه میشن .برگه های مدرسه ی قرزانگان اصلا صحیح نشده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وقتی دلیلش رو میپرسن بهشون می گن جون معلمی که به بچه ها درس داده زیر نظر آموزش وپرورش نبوده (عجب دلیلی )خلاصه اینم از یه جریان واقعا جالب البته هنوز انتهای این ماجرا معلوم نیست ...

 

+نوشته شده در ۱۳۸٤/٥/٢٦ساعت٥:٤٧ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()