< ديگه به اينجام رسيده!!!!! - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
ديگه به اينجام رسيده!!!!!

سلام.نمیدونم اسمش رو ناامیدی میشه گذاشت یا نه ولی باور کنید اگه شما هام مثل من کلی تابستونتون رو توی خونه میگذروندید حال وروزتون بهتر از من نبود.تو این فیلم ها دیدین یارو میگه دیگه به اینجام(با دستش گردنش رو نشون میده)رسیده.منم الان به اونجا یا شایدم یه مقدار بالاتر رسیده.همه ی آدم ها نمیتوننن همیشه کارای تکراری رو انجام بدن چون خسته میشن حتی اگه اون کار خوش گذرونی و کارای تفریحی باشه.شاید بشه گفت بزرگترین خاصیت وچیزی که باعث شده آدما پیشرفت کنن ولی حیوانات و دیگر موجودات دیگه یه جورایی در جا بزنن یا اگه خط زندگیشون صعودیه شیبش کم باشه همینه که آدماتایه جایی کارای تکراری رو انجام میدن ولی بعدش دیگه خسته میشن.خسته میشن ودلشون میخوادخودشون رو ارتقا بدن.ولی یه چیزی خیلی مهمه.مهمه که وقتی ما خسته شدیم وخواستیم که دیگه خودمون رو تغییر بدیم چجوری این کار رو بکنیم.خیلی مهمه که بدونیم این تغییری که میکنیم به نفعمون هست یا نه یا اگه هست آیا راه بهتر از اون وجود داره یا نه.همین سوالهاست که آدمارو همیشه سرگردون میکنه.تازه وقتی هم که تغییر میکنی ممکنه با واکنش های دیگران مواجه شی.ممکنه دیگران نتونن خودشون رو با تغییرات تو مطابقت بدن و تو دائم مجبور باشی بهشون توضیح بدی.بعضی از آدما تغییر رو مثل یک ریسک بزرگ می بینن یعنی احساس میکنن اگه تغییر کنن خیلی چیزها عوضی میشه،مشکلات جدید براشون پیش می آد و نمیدونن که آیا میتونن از پس اونها بر بیان یا نه. به نظر من اشتباه میکنن.آدما نیاز دارن که امتحان کنن،نیاز دارن چیزهای جدید رو تو زندگیشون تجربه کنن یا حتی بعضی وقت ها شکست بخورن، شکست بخورن تا بفهمن پیروزی چیه و خودشون رو باور کنن.بعضی دیگه از آدما خودشون،خودشون رو تغییر نمیدن بلکه یه چیزهایی تو زندگیشون بنابر شرایط  عوض میشه.و بسیاری از اونها سعی میکنن با اون تغییرات بجنگن و اونها رو باور نکنن(مثل آقای شوکت) همه ی این حرفها رو زدم که بگم هر وقت احساس کردید که زندگیتون خسته کننده شده خودتون رو تغییر بدین.تغییر دادن همیشه این طوری نیست که همه چیز تغییر کنه فقط کافیه نگاهتون رو نسبت به مسائل تغییر بدین تا همه چیز نو جلوه کنه.

یه جمله است که من رو سر کلاس ادبیات خیلی گرفت،هنوزم گرفته ول هم نمیکنه و خیلی هم دوستش دارم:

ای کاش عظمت در نگاه تو باشد   نه آن چیزی که بدان مینگری.

راستی یک سال از ایجاد این وبلاگ میگذره.خوشحالم که هنوز ولش نکردم وقصد این کار رو هم ندارم.ولی بدونید ازهمتون متشکرم که منو تنها نذاشتید.

(یه موضوع کوچولو هم بگم و برم.من میخوام نظر سنجی رو عوض کنم اگه لطف کنید ایده ای چیزی بدید ممنون میشم)

خداحافظ همین حالا.

+نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/٢ساعت۸:٠۱ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()