< اينم از عيد - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
اينم از عيد

چند روز پيش ۱۳فروردین بود.برای هر کسی یه جور معنی میشه،برای آدمایی مثل من مثل روز آخر زندگی میمونه،برای خیلی ها که کارهاشون گیره تعطیلیه مثل دروازه ی امیدی برای رسیدن به کارهاشونه،برای بعضی هام اصلا فرقی نمیکنه.دوست ندارم در مورد دو گروه آخر حرف بزنم چون درکشون نمیکنم.اما گروه اول که خودمم جزوشونم:اون همه توی حرفها ونوشته هام گفتم از لحظاتمون استفاده کنیم که الان احساس نکنیم دنیا داره یکهو رو سرمون خراب میشه.همیشه روز اول مهر برای همه سخته برن مدرسه ولی هیچی به پای 14فروردین نمیرسه.واقعا ازش متنفرم چون علاوه براینکه آدم بعد از مدتها دوباره میخواد بره مدرسه یک عالمه کار هم داشتی که نکردی(مثل من)نکته ی جالب اینجاست که همه ی معلم ها قبل از عید میگن"من اصلا به کار دادن برای عید معتقد نیستم"ولی وقتی جلسه ی آخر میرسه میگن"خوب بچه ها این 100 صفحه هم برای عید"وقتی میگیم شما که گفتین  نمیدم،میگن"من نگفتم نمیدم بعد تازه اینکه چیزی نیست روزی 10صفحه"خلاصه همه همینو میگن.ما هم که همه حرف گوش کنیم ماشاالله گوش میدیم.از همه ی این حرفها بگذریم من خودم دیگه واقعا به این روشی که معلمها دارن معتقدنیستم.13 روز تعطیلی عید برای اینه که ما خودمون بتونیم انتخاب کنیم چیکار کنیم نه اینکه کسی برامون برنامه ریزی کنه،درسته که بالاخره درس هم لازمه منم منکرش نمیشم ولی هر آدمی باید برای خودش تصمیم بگیره.به نظر من آدما اونقدر قدرت دارن که خودشون برای خودشون تصمیم بگیرن.شاید اگه اجبار نمیکردن،شاید اگه سیستم اینطوری نبود،بچه ها خودشون میتونستن بفهمن چی براشون خوبه و چی بد.همیشه یک جوری برنامه ریزی شده که ماها باید فقط یک سری کارها رو انجام بدیم وبرای کارهایی که دوستشون داریم وقتی نمیمونه،اگرم برای اونها خودمون وقت بزاریم مجرم شناخته میشیم و از بقیه کارهامون جامیمونیم.این روش فقط باعث میشه بچه ها از درس زده بشن و از کارهایی رو که بهشون علاقه دارن وابمونن.ولی یه چیزی رو مطمئنم که ماخودمون زندگیمون رو میسازیم و خودمونیم که تصمیم میگیریم.ما میتونیم تحت هر شرایطی به دنبال چیزهایی که دوستشون داریم بریم و بهشون برسیم.بعضی وقت ها آدما هیچ چیزی ندارن و حتی زمانی رو هم برای بدست آوردن دوباره چیزهاشون ندارن ولی مهمترین عامل رو در ذهن خودشون دارن و اون امیده.این تنها چیزیه که آدمها رو به همه جا میرسونه.

+نوشته شده در ۱۳۸٥/۱/۱٥ساعت٤:٥٩ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()