< نامه ای به مخاطب ناشناس 14 - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
نامه ای به مخاطب ناشناس 14

سلام

حتی خودم هم نمیدونم الان میخوام بهت چی بگم

فقط میتونم بگم میشه من بمیرم؟

تو که به خاطر من زنده نیستی...تو که حتی نامه های من رو از صندوق پستیت در نمیاری که بخونی.

تو که حتی دنبال من هم نمیگردی

تو که هیچ وقت من رو دوست نداشتی و معلوم نیست که هیچ وقت هم داشته باشی

تو که ممکنه فقط حسرت نبودنت دلم رو پر کنه.

تو که به خاطر من تاحالا یه قطره اشک هم نریختی.

میشه اجازه بدی بمیرم؟

میدونم...میدونم هزار و یک دلیل و بهانه داری برای اینکه هیچ کدوم از این کار های بالا رو نکردی...

میدونم شاید هنوز من رو دوست داشته باشی و نخوای من بمیرم

میشه بهم ثابت کنی

میشه لطفا unbreak my heart

دیگه این قلب قابل استفاده نیست...حتی برای تو

تاب نمیاره حتی دیدنت رو

شب به خیر

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٧ساعت۱٢:٥۸ ‎ق.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()