< خودتون قضاوت کنید - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
خودتون قضاوت کنید

نمیتونستم دیگه سکوت کنم.این دو روز برای من و خیلی های دیگه اندازه ی یک سال گذشت.از شب تا صبح انتخابات گرفته که هر ساعت  با اخبار حیرت آور انگشت به دهن مونده بودیم که چه خبره،گرفته تا دیشب که اخبار زد و خورد میومد و دل آدم رو ریش ریش میکرد.دلم نمیخواست حرفهای جاموندم وارد این جور بحث ها بشه اما گویا نمیشه.نمیشه حس کنی ایرانی هستی  و جزو ملتی و هیچی نگی.توی این انتخابات به خاطر احساس وظیفه ای که میکردم الویت ذهنی و کاریم رو انتخابات و انتخاب یک کاندیدای درست و حسابی کرده بودم اما دریغ که هرچی بیشتر میگشتم کمتر پیدا میکردم.دریغ که از شنیدن حرفهای مردم بعضی وقت ها اونقدر عصبانی و ناراحت میشدم که دلم میخواست برم و دیگه برنگردم.دلم میخواست ایرانی نباشم.تمام تلاشم این بود که مثل یه آدم فهمیده و عاقل عمل کنمو اسیر جو نشم.برام مهم بود که جو زده نشم.شاید دلیل اینکه حرفهای کاندیدا ها رو یادداشت میکردم  همین بود که بتونم با چشمای باز تصمیم بگیرم .تمام تلاشم این بود که چشمم رو روی خواسته های خودم ببندم،دلم میخواست به این توجه نکنم که چقدر یه شخصیتی رو قلبا دوست دارم و چقدر یه آدم توی ذهنم منفوره و یا اینکه تصور ریاست جمهوری اون یکی برام سخته.دلم میخواست رو همه فکر کنم.شاید فضای انتخابات آروم بود تا وقتی که مناظره ها شروع شد. و اون مناظره ای که باب جدیدی رو به روی مردم ایران باز کرد.باب بی پرده سخن گفتن درباره ی هر کسی.مردم ایران انگار منتظر یه چنین فضایی بودن تا خودشون رو خالی کنن.از نظر من یه چنین وضعیتی  ویه چنین جوی برای مردم ایران که همیشه میترسن توی هر مکانی عقاید خودشون رو بیان کنن وهمواره فقط به تایید همدیگه می پردازن بسیار لازم بود.اما مسئله ای که این وسط باید بهش توجه میشد محتوای حرفها بود.متاسفانه حرفهایی که زده شد اصلا حرفهای مناسبی نبود.مناظره کننده ها هرکدوم یه آرایش نظامی رو جلوی همدیگه به نمایش میگذاشتن وتاکسی به انتقاد از اونها میپرداخت زود تلافی میکردن واین اخلاق نه جزو آموزه های دینی ماست و نه آموزه های ملی.وقتی که انتخابات بعد از دور اول ریاست جمهوری دولتی است واقعا طبیعیه که رقبا به انتقاد از دولت بپردازند و از نظر من این نشان از پویایی فرهنگ سیاسی ایران است.اما برخوردی که با انتقادات صورت گرفت از نظر من منطقی نبود.منطق حکم میکنه که من اشکالاتم رو بپذیرم  وبا تمام اعتماد بنفس عذر بخوام و اعلام کنم که تلاش میکنم اشکالاتم رو برطرف کنم اما متاسفانه ادبیاتی که برای پاسخگویی به انتقادات مورد استفاده قرار گرفت یه ادبیات ضعیف بودکه فقط هدف اون جمع آوری آرای مردم تعیین شده بود.شلوغی خیابان ها ،زد وخوردها،شعار دادن ها،شب گردی ها وتمام این ها نشان از یک بلوغ جدید در تفکر سیاسی اجتماعی مردم بود که از نظر من اصلا مدیریت نشد.3 نفر از نامزدها از تغییر حرف زدن و این طور به نظر میرسید که همگی در اصول با هم مشترکند.بالاگرفتن اختلاف میان دولت و نامزدها واخبار جعلی  و آمارها و ارقامی که هر روز منتشر میشد نشان از این بود که این انتخابات بسیار مهم است و مردم واقعا وارد صحنه شده اند تا گام جدیدی رو در عرصه ی سیاسی ایران بردارند.و همین رو هم ثابت کردند با حضور 39 میلیونی خود در روز جمعه 22 خرداد .ونشان دادند که سرنوشتشان برایشان ارزش دارد.اما چیزی که سوال برانگیز بود آمارهای ساعت به ساعتی بود که منتشر میشد و در طول 4 ساعت 10 میلیون رای شمارش شد.این عجیب به نظر میرسد اما اگر بخواهیم از این گونه مسائل بگذریم عدم دادن آمار دقیق از طریق رسانه ی ملی شک برانگیز بود.این رسانه تنها  از تعداد کل آرا خبر داد و هیچ گاه به آمار شهر ها نپرداخت و این برای همگان شگفت انگیز بود.عجیب تر از آن قطع شدن وسایل ارتباطی بود.سیستم sms‌ که از جمعه قطع شد و روز شنبه خط های موبایل کلا بلااستفاده گردید.بسیاری از سایت های خبری فیلتر شدند وهیچ کس نبود که پاسخگو باشد.من طرفدار هیچ رنگی نبودم و تا روز قبل از انتخابات تصمیم خودم را برای رای دادن به کسی را نگرفته بودم اما شما قضاوت کنید این برخورد نشان چیست؟کسی که 24 میلیون موافق دارد چرا باید دست به حرکات امنیتی بزند؟

 

+نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٤ساعت۳:٢٥ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()