< المپياد - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
المپياد

خيلی جالبه دفعه ی قبل درباره ی کنکور نوشتم حالا می خوام درباره ی قطب مخالف اون یعنی المپیاد حرف بزنم .خیلی ها فکر میکنند کسایی که المپیاد میخونن یه چیزیشون میشه خیلی هام فکر میکنن اصلا عملی نیست که مثلا من یا دوستام بتونیم اصلا میدونید هر جا اسم المپیاد میاد همه احساس میکنن یه کار بیخوده یا یه ریسکه که آخرش به هیچ جا نمیرسه و آدم آخر سر از کنکور هم عقب می افته .تو ریسک بودنش هیچ شکی نیست ولی این ریسک با همه ریسک ها فرق میکنه .یادمه یکی یه جایی نوشته بود المپیاد ریسک نیست چون ریسک یه طرفش بده ولی المپیاد یه طرفش خوبه و یک طرفش زیاد خوب نیست .ولی چیزی که هست المپیاد خوندن با درس خوندن فرق داره ،آدم بعضی وقت ها درس میخونه چون مجبوره ولی المپیاد میخونه چون دوست داره واصلا به خاطر همون دوست داشتن که میخونه .به نظرمن همیشه علاقه است که باعث میشه آدم کاری رو به بهترین صورت انجام بده پس بیاید عجولانه تصمیم نگیریم وقضاوت نکنیم .نباید همیشه تو سر بچه هایی که المپیاد می خونن زد که مگه … شدی مگه چند نفر طلا میگیرن که تازه تو هم جزوشون نیستی.باید بهشون امید داد البته درسته که امید واهی هم اصلا خوب نیست ولی کمک کردن یا لا اقل به حال خود گذاشتن این جور آدم ها خیلی بهشون کمک میکنه

+نوشته شده در ۱۳۸٤/٦/٢٥ساعت٩:٤٦ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()