< breathe no more - حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
breathe no more

چی باید بگم الان؟از چی باید بگم؟از بچه های 15 16 ساله ای که کل امیدشون کارگاهشون بود و پر شد.از آدمایی که پشت در وایساده بودن و راهشون نمیدادن چون آقا ویا پسر و در هر صورت مذکر بودن.از استاد راهنماها و معلمایی که نذاشتن بیان توی مدرسه!!!.از اشک هاشون.از مادر پدرهایی که گیج و منگ بچه های در حال انفجارشون رو تماشا میکردن.از کارگاه خالی... .ازمای به اصطلاح فارغ التحصیلی که مات شده بودیم .ازمایی که با لبخند های تصنعی با همدیگه دست میدادیم و سلام علیک میکردیم.از بچه هایی که دلشون نمیخواست کارگاهشون تعطیل بشه اما شد. از 22 بهمنی که نمیدونم باید چی بگم.از کارگاهی که بهانه ی به وجود اومدنش انقلاب بود و حالا داره چوب همون بهانه رو میخوره.از بی جنبه بازی های آموزش پرورش.از اینکه بعضی ها فکر میکنن اگه الان مثلا چهار تا پسر نرن چهار تا دختر رو با روپوش و مقنعه و هد بند ببینن دیگه مشکلات اخلاقی جامعه رفع و رجو ع میشه.از اونایی که نمیرن در سینماها نگاه کنن ببینن چه خبره بعد به استاد دانشگاهی که میخواد بیاد توی مدرسه گیر میدن که یه آقایی حدودا چهل سالست. از ماشین پلیس های دم در. از به زور و اجبار انداختن کارگاه به زمانی درون دهه ی فجر که مثلا خوب باشه اما... .از از بین رفتن سمپاد.از دخالت های بی جای حراست سازمان که گویا علاف و بیکار بودن که تنها به همین مسئله ی مهم رسیدگی کنن.از اونایی که فکر میکنن اگه گشت ارشاد چهار تا دختر بی حجاب رو بگیره دیگه فساد اخلاقی و اجتماعی ریشه کن میشه.از بگیر نگیر های بلیط اتوبوس توی 22 بهمن که تا ظهر نمیگیرن و بعد از ظهر دیگه میگیرن چون راهپیمایی تموم شده و معلوم نیست انگیزشون واقعا برای نگرفتن چی بوده که مثلا من به خاطر اتوبوس سواری برم تظاهرات؟.از ناهار میدون آزادی یا از دیگر چیزهاش.از بسته بودن بی ربط ترین اتوبان های تهران به خاطر راهپیمایی .از شور و شوق من و آزاده موقع رفتن و داغونی و بی هدفی گام هامون موقع برگشتن.از چی بگم؟ الان چی باید بگم که حتی حس کنم یه سر سوزن خالی شدم؟از اینکه زنگ زدم به فاطمه و گوشیش رو جواب نداد و حتی خونه هم نبود.از اینکه دیگه تحمل نبودنش داره برام مثل مرگ میشه.از اینکه نمی تونم با هیچ کس درد و دل کنم.از سکوت آدما؟از حرف مشترک نداشتن من و آزاده توی راه؟از چی بگم آخه ؟بزارین دیگه خفه شم که نگم چمه.

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢٢ساعت٧:٢٦ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()