< حرفهای جامونده


حرفهای جامونده

...
 

سلام

متا سفانه کامپيوترم شديدا قاتی کرده وای انگار همه چيز داره با من بد تا ميکنه دارم ديگه خودمم قاتی ميکنم اون از وضع مدرسه که کلاسا شروع نشده تعطيل شد اينم از اين

+نوشته شده در ۱۳۸٤/٤/۳٠ساعت٩:٠٤ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()
 

سلام

اين چند روزه اون قدر کار سره خودمو دوستام ريخته که وقت وبلاگ نوشتنم ندارم ولی اميدوارم وضع مدرسمون به همين ترتيب پيش نره مگر نه من ديگه نمی دونم با اين وضع بايد چی کار کرد

+نوشته شده در ۱۳۸٤/٤/٢٩ساعت۸:۳٩ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()
 

سلام

امروز هم مثل هميشه همه چيز همون طوری شد که من نمی خواستم دوباره برنامه هام به هم ريخت دوباره نشد .ديگه کم کم دارم از دست خودم و برنامه هام خسته ميشم با اينکه هيچ وقت اجراشون نمی کنم

+نوشته شده در ۱۳۸٤/٤/٢٦ساعت۱٢:٤٧ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()
خودم

سلام

من بهاره هستم .يه چند وقتی بود که به فکر راه انداختن يه وبلاگ بودم ولی خوب نمی شد اين بار ديگه شهامت به خرج دادم و بالاخره راهش انداختم.اميدوارم  بتونم ادامش بدم.

 

+نوشته شده در ۱۳۸٤/٤/٢٤ساعت٧:٠٢ ‎ب.ظتوسط bahareh m.s.h | حرف ها ()